مصدر
مَصْدَر: منشأ، اصل، بنياد، سرچشمه، منبع. / جاي بازگشتن فعل، اسم، صفت و قيد. / جاي صادر كردن فعل، اسم، صفت و قيد. و در اصطلاح دستور زبان، مصدر، كلمه اي(اسمي) است كه معني اصلي فعل، برخي اسم ها، صفت ها و قيدها را دربردارد بدون آن كه بر زمان يا شخص معيّني دلالت كند.
7 كلمات در زبان فارسي هفت نوع اند كه عبارت اند از: فعل، اسم، حرف، صفت، قيد، ضمير، صوت(شبه جمله).
7از ميان اقسام كلمات فارسي، همه ي فعل ها و برخي(نه همه) از اسم ها، صفت ها و قيدها از مصدر ساخته مي شوند و بعضي ديگر بدون مصدراند.
7 برخي از اسم ها، صفت ها و قيدها مصدر ندارند مانند: درخت(اسم)، خوب(صفت)، امروز(قيد).
7 همه ي ضميرها، حرف ها و صوت ها(شبه جمله) مصدر ندارند.
ويژگي هاي مصدر:
1- مصدر از نظر ظاهر به فعل شباهت دارد.
2- دو حرف آخر مصدر هميشه ‹ تن› يا ‹ دن› است.
طرز پيدا كردن مصدر:
هرگاه كلمه اي(فعل، اسم، صفت و قيد) را به ما دادند كه مصدر آن را پيدا كنيم به كلمه ي داده شده خوب دقّت كرده و سئوال زير را در مورد آن مطرح مي كنيم:
|
اين كلمه بر چه كار يا حالتي دلالت مي كند؟ |
مثلاً براي پيداكردن مصدر كلمه ي ‹ آموزگار› كه صفت است
اوّلين كاري كه مي كنيم سئوال بالا را از آن مي پرسيم:
|
كلمه ي ‹ آموزگار› بر چه كاري دلالت مي كند؟ |
جواب: آموختن است. پس مصدر ‹ آموزگار› كلمه ي ‹ آموختن › است. توجّه كنيد ‹ آموختن › به فعل شباهت دارد و با ‹ تن › پايان يافته است.
7 توجّه كنيد كه مصدر، يك يا چند حرف از خود را در كلمه ي مورد نظر جا مي گذارد چنان كه ‹ آموختن › در كلمه ي آموزگار، ‹ آمو › را جا گذاشته است.
7 شما مي توانيد با اين روش، مصدر فعل ها، اسم ها، صفت ها و قيدهاي مصدر دار را به آساني و سريع پيدا كنيد. به نظر شما مصدر اين كلمه ها كدام اند؟: آزمايش، آفريده، رفتار، مي بينم، دوان دوان، ساختمان، و...
7 هرگاه كلمه اي كه بيشتر از يك جزء باشد به جزء مصدر دار آن توجّه كنيد. مثلاً به كلمه ي ‹ جمع آوري› دقّت كنيد از دو جزء جمع و آوري ساخته شده است كه جزء دوم آن يعني ‹ آوري› مصدر دار است. كه از مصدر ‹ آوردن› گرفته شده است. كلمه هاي زير از اين دسته اند: جلوگيري، از خود گذشتگي، بازديد، دست شويي، دستگيره، فنّاوري، نگه داري، برنامه ريزي، خودرو سازي، حشره كُش، سر نشين، روان شناسي و ...
فعل از نظر زمان به سه دسته تقسيم مي شود: 1- گذشته(ماضي) 2- حال(مضارع) 3- آينده(مستقل)
اين سه نوع فعل از دو طريق از مصدر ساخته مي شوند فعل هاي گذشته و آينده از بن ماضي
مصدر و فعل حال از بن مضارع مصدر گرفته مي شوند.
بُن
بُن: جزء اوّل، ثابت و تغييرناپذير فعل است كه در تمام ساخت ها مي آيد و معني اصلي فعل(مصدر) را در بردارد. مانند:
ماضي(گذشته) حال(مضارع)
ديدم ديديم مي بينم مي بينيم
ديدي ديديد مي بيني مي بينيد
ديد ديدند مي بيند مي بينند
ديد بين
در فعل هاي سمت راست، ‹ ديد› و در فعل هاي سمت چپ، ‹ بين › بُن هستند كه بر معني ‹ ديدن ›(مصدر) دلالت مي كنند. ‹ ديد › كه در فعل هاي گذشته آمده، بن ماضي و ‹ بين› كه در فعل هاي حال آمده است، بن مضارع است.
7 بن ماضي چيست؟ بني است كه تمام فعل هاي ماضي، برخي اسم ها، صفات و قيدها و فعل آينده از آن ساخته مي شوند. مانند ‹ ديد › كه فعل ماضي بالا از آن ساخته شده و اسم هايي چون ‹ ديدار، بازديد › و صفت هايي چون ‹ ديده، ديدني› و فعل آينده ي ‹ خواهد ديد› از آن ساخته مي شوند.
طرز پيدا كردن بن ماضي:
1- اوّل بايد مصدر كلمه ي مورد نظر را پيدا كرد. ‹ بينا› مصدر: ‹ ديدن ›
2- ‹ ن › مصدري را حذف كنيد. ‹ ديدن › ديدن
3- آن چه باقي مي ماند، بن ماضي است. ديد بن ماضي
‹ ديد › بن ماضي مصدر ‹ ديدن › است.
3
بن ماضي كلمه هاي زير را پيدا كنيد.
دانا، گسترش، تابندگي، ريخته، ناتواني، پيامبر، راست گو
7 بن مضارع چيست؟ بني است كه همه ي فعل هاي مضارع، بعضي اسم ها، صفت ها و قيدها و فعل امر از آن ساخته مي شوند. مانند ‹ بين › كه فعل مضارع زير از آن ساخته شده است:
مي بينم – مي بيني – مي بيند مي بينيم – مي بينيد – مي بينند
و اسمي مانند ‹ بينش › و صفت و قيدهايي چون ‹ بيننده، بينا › و فعل مضارع ‹ مي بيند › و فعل امر ‹ ببين › از آن ساخته مي شوند.
طرز پيدا كردن بن مضارع:
1- اوّل بايد مصدر كلمه ي مورد نظر را پيدا كرد. ‹ بينا› مصدر: ‹ ديدن ›
2- از مصدر، جا خالي جمله ي زير را كامل كنيد:
‹ ديدن › من حالا دارم مي ... م. : ﺑﻴﻨ
3- جزئي كه در جاخالي قرار مي گيرد، بن مضارع است. : بين
بن مضارع كلمه هاي زير را پيدا كنيد.
گذاشته، نفوذ ناپذير، گفتار، زادگاه، كردار، آمدند، يخ زده
گروه هاي آموزشي عمومي - آبان ماه 88
========================================================
فعّاليّت نوروزي فارسي1 سال اوّل راهنمايي- نوروز 89
گروه هاي آموزشي عمومي شهرستان بانه – گروه فارسي
1- با ديدن تصوير رو به رو به ياد چه چيزهايي مي افتي؟ بنويس.
2- جدول زير را كامل كن.
|
واژه ها |
مصدر |
بن ماضي |
بن مضارع |
دو هم خانواده |
|
سرعت كاه |
|
|
|
|
|
گل كاري |
|
|
|
|
|
دانش |
|
|
|
|
|
آينده |
|
|
|
|
|
سرباز |
باختن |
باخت |
باز |
باخته - بازنده |
|
آموزگار |
|
|
|
|
3- بيشتر او را بشناس... سپس پاسخ بده.
سعدي: مُشرّف الدّين مُصلح بن عبدالله سعري شيرازي از درخشان ترين چهره هاي ادب ايران در سراسر دوره هاست. تولّد او را به سال 606 ﻫ . ﻕ دانسته اند. سعدي بسيار سفر كرده، بارها به حجاز رفته و فريضه ي حج به جاي آورده است. پس از سفر طولاني به شيراز برگشته و در سال 691 يا 694 ﻫ . ﻕ در شيراز وفات يافته است. سخن سعدي در نظم ونثر پس از وي، مورد تقليد قرار گرفته است. از وي علاوه بر ديوان شعر، بوستان و گلستان نيز برجاي مانده است. سعدي از آن مرداني است كه حتّي در زمان حياتش شهرتي عالمگير داشته است. سخن او به شيوه اي است كه شنونده مي پندارد آسان است ولي هرگز نمي تواند مانند آن را بيافريند!
1 آگر سر در دامن آري چو كوه سرت ز آسمان بگذرد در شكوه
2 زبان در كش اي مرد بسيار دان كه فــردا قلم نيست بر بي زبان
3 صدف وار، گوهــر شناسانِ راز دهانْ جز به لؤلؤ نكــــــردند باز
4 فراوانْ سخن باشد آگنده گوش نصيحت نگيرد مگر در خمـوش
توضيــــــح:
1. «سر در دامن آوردن»: فروتن بودن، سنگين بودن.// كوه مظهر متانت و وقار است.// « سر در شكوه از آسمان گذاشتن»: بلند پايه تر از آسمان بودن.
2. «زبان دركشيدن»: ساكت بودن. «فردا قلم نيست...»: در فرداي رستاخيز بر آنان كه در اين جهان، زبان نگاه داشتند در نامه ي اعمالشان گناهي نوشته نخواهد شد.
4. «فراوانْ سخن»: پُر حرف، پُر گو. «آگنده گوش»: ناشنوا، كر، اندرز ناپذير. خموش: مخفّف خاموش: سكوت
- سعدي مي خواهد به كدام خصلت خوب انساني سفارش كند؟ فايده هاي آن را بنويس.
.................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................. .
4- واژه هايي كه از نظر املايي نادرست اند، پيدا كن و درست آن ها را بنويس.
تفسيرهاي قرآن كريم كه شامل قصّه هاي انبيا و امّت هاي گذشته است، منشاء الهام عمده ي مولوي در غالب قصّه هايي است كه از اين مقوله در مثنوي بر سبيل تمسيل يا تعليم آورده است و البتّه آن چه به نام قصص لانبيا رايج بوده است نيز ملهق به همين مآخذ به نظر مي رسد و شك نيست كه قصّه گويان معابر و واعضان منابر هم به عادت خيش و به خاطر تأكيد در وعد وعيد در جزئيّات آن ها تسرّف هايي مي كرده اند كه در آن چه در مصنوي مولانا از اين مقوله هست، نمونه هاي بسيار از آن مي توان يافت.
پلّه پلْه تا ملاقات خدا – دكتر عبدالحسين زرّين كوب
5- متن زير چند جمله است؟ نوع فعل هاي آن را از نظر زمان، مشخّص كن.
محقّقان اروپا معتقدند كه عقيده ي خدايي حضرت عيسي(ع) از بقيه ي عقايدي است كه قبلاً وجود داشته است چون برخي از هنديان و آشوريان و بابليان قديم به جهت تعظيم به عدّه اي از افراد خدا گفته و آنان را خدا مي دانسته اند.
6- شعر زير را به زبان خود بازگرداني كنيد:
1 اگر پاك طبعي و پاكيــــــزه كار توقّع به درگاه دونان مبــــــــــر
2 لبِ نان خشك از سر خوانِ خويش خوري بِهْ كه با ديگران گلشَـكر
3 به يك استخوان صلح كن چون هُماي مگس وار بر گردِ حلوا مپــــر
ابن يمين، امير فخرالدّين محمود مستوفي فريومدي، - شاعر قرن هشتم
توضيــــــح:
1. دونان: جمع دون: پست، فرومايه. 2. گلشكر: تركيبي است از شكر و برگ گل سرخ، از آن شربتي گوارا درست- مي كنند. 3. هُماي(هُما): پرنده اي كه پيشينيان، آن را موجب خوشبختي مي دانستند و مي پنداشتند كه سايه اش بر سر هر كسي افتد خوشبخت مي شود، غذاي آن فقط استخوان است.
.................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................. .
7- با توجّه به درس دهم ( زيبايي شكفتن – سفر شكفتن ) صورتك هاي دو نوجوان را با هم مقايسه كنيد.
8- زيبايي هاي ادبي بيت ها و جملات زير را بنويس.
شبنم از روي گــل برخاست گفت: مي خواهم آفتاب شوم
دانش، تو را پاسبان است و تو مال را نگهبان.
عشق با دشوار ورزيدن خوش است چون خليل از شعله گل چيدن خوش است
ابر هزار پاره بگيرد ستيغ كوه چون لشكري كه رو به سوي دشمن آوَرَد
9- نقش « مفعولي » را مشخّص كن.
هر كاو عمل نكرد و عنايت اميد داشت دانه نكِشت ابله و دخل انتظار كرد
هنرمند هر جا رَوَد قدر بيند و بر صدر نشيند و بي هنر لقمه چيند و سختي بيند.
10- نامه اي به مديريّت آموزش و پرورش شهر، روستا يا منطقه ي خود بنويسيد و تقاضاي كمك در تهيّه ي يك سري كتاب فرهنگ لغت فارسي معين براي كتابخانه ي مدرسه اتان بكنيد. (تمام نكات ضروري در نوشتن نامه ي رسمي- اداري رعايت شود.)
گروه هاي آموزشي عمومي شهرستان بانه
گروه فارسي راهنمايي
سرگروه: احمد قادري
=============================================================

